امیر مهدی جوجوامیر مهدی جوجو، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره
هم دل شدن ماهم دل شدن ما، تا این لحظه: 14 سال و 24 روز سن داره
زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

امیر مهدی جوجو

تعطیلات عید

1393/1/17 12:36
نویسنده : ترنم
225 بازدید
اشتراک گذاری

سلام جوجوی مامانیniniweblog.com خوبی قند عسلم لبخند یه دفعه هوس کردم در مورد عید امسال بنویسم

جونم برات بگه که ما عید امسالو بیشترش خونه بودیم روزهای اول تعطیل که من شیفتم بود و سر کار بودم برا همینم نتونستیم جایی بریم جز ٢ فرودین که با بابای بابایی و خاله بابایی رفتیم پارک بیرون شهرمون که اسمش چغا سبزه و کلی آفاتاب سوخته شدیم منم ضد آفتاب نزدم یادم رفت ناراحتو برگشتیمو از فرداش من رفتم سر کارniniweblog.com و البته تو این مدتی من کلی قرآن خوندم برای سلامتی تو گل پسرم خلاصه تعطیلات دوم که شد بابایی رفت سر کار و من تو خونه همش منتظر میشدم تا از سر کار برگرده خیال باطل فقط موند ١٣ بدر که دوباره با خونواده بابایی و خاله بابایی رفتیم همون چغا سبز که ایندفعه هوا ابری بود و آفتاب سوخته نشدیم و البته کلی از طبیعت قشنگش لذت بردیم اینم عکساش

چغا سبز

البته خیلی هم شلوغ بود

بابایی در 13 بدر

اینم بابایی که بعد از کلی تاب بازی عکس گرفت و البته منم که خیلی دوست داشتم تاب بازی رو ولی همه بهم میگفتن این کارو نکنی خطر ناکه ولی آخرش به اسرار بابایی یه دور آهسته رفتم سوار تاب شدم و کلی لذت بردیم

13 بدر

و اینم یه عکس دیگه از بابایی که رفته بودیم دنبال یه جای خلوت برا دستوشیی میگشتیم برا من که دم به قیقه باید برم دستشویی

که وقتی دیدم این سنگه خوشگل اینجاست وایسادیم و عکس گرفتیم

niniweblog.com

 روز بعدش هم چون شهادت حضرت فاطمه (س)بود  مامانی (مامان من ) روضه گرفت و رفتیم اونجا که خیلی مراسم روضه قشنگ بود و حسابی رفتیم تو فاز عزاداری واقعا مراسم روضه خوبی بود و حدیث کسا رو هم خوندیملبخند

niniweblog.com

 روز بعدش هم که جمعه بود و بابایی بازم رفتش سر کار و من منتظر بابایی بودمخیال باطل آخه نمیدونی وقتی نیستش چقدر سخته آدم هی دلش براش تنگ میشهدل شکسته حتی یه لحظه هم نمیشه دوریشو تحمل کنمقلب آخه خیبلی دوسش دارمniniweblog.com اونوقت اگه کارش بیفته مهران نمیدونم باید چه جوری تحمل کنمابرو غروب که بابایی اومد خونه رفتیم خونه خاله آخه تولد صدرایی بود پسر خالت مامان جونم من که  خیلی دوسش دارم و عاشقشم اینم عکسهای تولد صدرایی

صدرا

اینم صدرا خان اولین جوجوی خونواده ما یعنی اولین نومون بود که حالا سه سالش شد قربونش برمقلب

تولد صدرا

 بابایی صدرا رو خیلی دوست داره و البته صدرا هم خیلی بابایی رو دوست داره مامانی بهم میگه اینقدر صدرا رو نگاه کن بچت مثل صدرا بشه مامانی میگه هیچ بچه ای مثل صدرا نیستزبان البته خونواده ما دو تا نوه دیگه هم بعد از صدرا داره عسل خانوم که خیلی دوسش داریم دختر خاله لیلی و محمد رضا پسر خاله زهره که بعدا عکساشونو میذارملبخند و تو هم نوه چهارم خونواده مایی و نوه اول خونواده باباییماچ

تولد صدرا

اینجا هم که شمعها رو فوت میکنه قربونش برم تولدت مبارکهورا

خلاصه مامانی اینم از تعطیلات ما  البته این بین تولد زن دایی شیما هم بود که خوب عکساشو ندارم نشونت بدم و البته 13 هم ،هم که همون 13 بدر باشه تولد دایی مهدی هم هست که دایی رفته بود شلمچه و نشد براش تولد بگیریم  کل 15 روز تعطیلی رو ما فقط دو روزشو تا پارک شهرمون رفتیماز خود راضی و دیروز هم که سر کار اومدم بعد از ظهرش طبق روال هر روز برا ناهار رفتم خونه مامانی (مامان خودم) که بعد از ناهار یکدفعه  کمرم حسابی درد گرفت تا شب درد می کرد جور که میخواستم برم دکتر ولی نمیتونستم از جام تکون بخورم و خدا رو شکر صبح بیدار شدم دیگه اثری نبود از کمر دردعینک و الان هم که تو شروع کردی به تکون خوردن قربونت برم وقتی تکون میخوری دلم برات ضعف میرهقلب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (13)

مامان خانمی
17 فروردین 93 11:16
خب عزیزم امیدوارم بهتون خیلی خوش گذشته باشه بازم شما چندتا جا رفتین ما که همون هم نرفتیم آخه بابایی محمدسجاد نذاشت جایی بریم همون سیزده بدر هم جایی نرفتیم
ترنم
پاسخ
آخی عیب نداره عزیزم انشالله دلتون شاد باشه حالا شما چون نزدیک زایمانتونه استراحت باشین بهتره کوه رفتن و جنگل یه کمی خطر داره عوضش ایشالله سال دیگه با محمد سجاد حسابی برین گردش و خوش بگذرونین
مامان عرفان
17 فروردین 93 11:19
سلام مامانی. همیشه به خوشی. عزیزم کی اسم پسرتو میگی؟ .
ترنم
پاسخ
سلام مامان عرفان ممنون والا من که دوس دارم اسمشو محمد پرهام بزارم محمدشو بخاطر اینکه اسم پیامبر خودمونه و پرهام هم اسم حضرت ابراهیمه ولی بقیه دوس ندارن ببینم راضیشون میکنم
مامان مهیلا
17 فروردین 93 15:12
سلام انشالله همیشه خوش باشین ما منتظریم که اسمشو به ما بگین زوده زود
ترنم
پاسخ
سلام ممنونم والا خودم پرهام رو انتخاکردم ولی بقیه دوس ندارن یا قانعشون میکنم یا زیر بار یه اسم قشنگ تر میرم
مامان شیما
18 فروردین 93 10:08
سلام عزیز سال نوتون مبارک پسر کوچولوتونم مبارک انشالله که سالم و صالح باشه وخوشججججججججججججل وای که چقد شیرینه به دنیا اومدن و بغل کردن من بازم میخوامپر رو ام نهانشالله اگه خدا قسمت کنه اق پسرمونو از شیر گرفتیم یکی دیگه میاریم
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم ممنونمدل تو دلم نیست همش پیش خودم تصورش میکنم یعنی اینقدر شیرینه که هنوز 1 سالش نشده بازم میخوای وای با همه شیریناش من میخوام فقط یه بچه داشته باشم
♥مامان متین جون♥
18 فروردین 93 17:22
ایشالا بسلامتی و خوشی گل پسری بپره تو بغلت و سال دیگه 13 باهم باشین و تاب سواری کنین خوش باشین دوست جونم
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم شما هم خوش باشین
مامان علی
18 فروردین 93 22:44
سلام.عزیزم..خوشحالم که تعطیلات بهت خوش گذشته. اما خیلی مواظب خودت باش. ..انشالله پسرت سالم و سلامت بیاد پیشتون...
ترنم
پاسخ
سلام ممنونم عزیز ایشالله سال دیگه هممون در مورد عید وروجکامون بنویسیم
مامان پرنيان
19 فروردین 93 9:23
سلام عزيكم خوبي الهي كه هميشه سالم باشي و شاد و خوش بگذره مواظب جوجو خوشملت باش مي بوسمت
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم ممنون ممنون شمام مواظب پرنیان باش جای من ببوسش مرسی سر زدی
مامان محیا.آرام جانم
19 فروردین 93 10:08
عزیزم مهم سفر طولانی نیست.مهم خوش گذشتن.ایشالا در جوار همسری همیشه خوش باشید
ترنم
پاسخ
ممنونم عزیزم حتما همینطوره
ندا ماماني باربد
19 فروردین 93 11:18
خاطراتت خيلي قشنگ بود ترنم جون، ايشالا هميشه به شادي و گردش البته بعد از اين با ني ني. عكساتم خيلي خوشگل بودن چرا از خودت عكس نذاشتي؟ اسم پسرتم زودي انتخاب كن ديگه دختر منتظريم
ترنم
پاسخ
ممنونم عزیزم لطف داری راستش بخاطر موقعیت کاریم و محیط شهرمون نمیشه از خودم عکس بذارم والا خودمم خیلی دوست دارم زودتر اسمشو انتخاب کنم ولی بقیه راضی نیستن
خاله مینا
20 فروردین 93 22:33
ایشالا عید بهتون خوش گذشته باشه مواظب خودت باش خانومی کارای خطرناکم نکن تولد صدراجونم مبارک ب منم سربزن
ترنم
پاسخ
ممنونم عزیزم ایشالله بشما هم خوش گذشته باشه چشم خانمی ممنونم عزیزم رو چشم حتما
شادی( دختر دایی عرفان )
23 فروردین 93 0:38
راستی خاله جون..شنیدم اون نی نی توشولو..گل پسره..به به..به سلامتی....حالا اسم رو چه کردین..چی می ذارین......اخه ی خاله ترنم..واقعا از ته دل بهتون تبریک میگم..
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم مرسی گلم آره سونو گفتش پسره ممنونم عزیزم ایشالله یه روز ما هم بیایم تو وبلاگت در مورد نی نیت نظر بدیم والا خودم از اسم پرهام خوشم میاد ولی هنوز بقیه مخالفن نتونستم قانعشون کنم ممنونم عزیزم
شادی( دختر دایی عرفان )
23 فروردین 93 13:17
چرا...پرهام که خوبه......لطفا به ندای قلب خودتون و پدر اینده ی این اقا کوچولو گوش کنین خاله جون....
ترنم
پاسخ
ممنونم همه میگن اسم قشنگیه ولی چیکار کنم باباشم دوست نداره خو
مامان دینا
23 فروردین 93 15:29
سلام عزیزم انشالله به سلامتی گل پسرت به دنیا میاد به مام سر بزن اگه اجازه بدی من لینکتم میکنم تو هم مارو لینک کن منتظر جوابتم هستم منتظر عکس های نی نی هم هستیم
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم حتما ممنونم شما هم سر زدی منم شما رو لینک میکنم